مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

435

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

مدار / مهراس ، چرا كه هراسيدن عيب است / و پدرت از عيب گرفتن بر او ، پرهيز مىكرد / اگر تو ، آن شتر را كشتى و سرزمين ثمود را آسودگى بخشيدى / دباب را به همسرى تو درمىآورم / و او شمشير خويش را بركشيد براى كشتن آن شتر / و بچهء او گريخت و از راههاى ميان كوه بالا مىرفت / و در آن هنگام كه بر زمين افتاد شيونى كرد / و برحذر مىداشت از اينكه بچه‌اش صدمه ببيند / پس آنگاه تباهكاران بنى عدى در پى او روان شدند / و مصدع و برادرش ذاب را آواز دادند / و مرد بخت برگشتهء بنى عبيد تيرى بر او افكند / كه در آن تير هيچ پرى به كار نرفته بود / و صالح آواز داد كه پروردگارا ! / فرود آور بر ثمود ، فردا ، عذابى / و به روز سوم ، بانگى بود / كه سرزمين ثمود را ويرانه و نابود كرد . و امية بن ابى الصلت گفته است : چنان چون قوم ثمود كه از سركشى / دين را رها كردند و مادر بچه شتر را كشتند . / شتر خداوند را كه در زمين چرا مىكرد / و بر گرد آب گل‌آلود . / و احيمر ، همچون تيرافكنى استاد / ضربتى فرود آورد و گفت : / راه سر كن / و عرقوب و ساق او را بريد / و او در راه خود شكسته مىرفت / و بچه شتر مادرش را ديد كه از او جدا شده / از پس آن همه مهربانى و پرورش / و آن بچه شتر بر صخره‌اى بالا رفت و ايستاد / همچون صاعقه‌اى در آسمان از صخره‌ها بالا مىرفت / و بانگى برآورد و اين بانگ شتربچه ، نابودى ايشان بود / و ايشان همه هلاك شدند مگر ذريعه [ 1 ] / از كنيزكان ايشان كه دامن‌كشان آمد / هفت تن بودند كه فرستاده شدند / تا اهل قرح را خبردار كنند كه ايشان پراكنده گرديدند / و عذاب را چشيدند ، از پس آن سخن / و آبشخورشان به پايان رسيد و به خاك سپرده شدند . در كتاب ابى حذيفه آمده است كه صالح سيصد سال و بيست كم زندگى كرد . وهب بر آن است كه چون قوم ثمود هلاك شدند صالح بن موسى با قوم خويش احرام بست و به مكه آمدند و در آنجا اقامت گزيدند تا آنگاه كه مردند . در كتاب تاريخ ملوك يمن چنين ديده شده كه خداى تعالى هود را در ميان قوم عاد و صالح را در ميان قوم ثمود برانگيخت به روزگار جمشاد ملك ، در سرزمين بابل ، و خداى داناتر است .

--> [ 1 ] در حاشيهء نسخهء عكسى نوشته شده : ذريعه كنيزكى بود كه به هنگام فرا رسيدن عذاب در ميان ايشان نبود . در ترجمه از ضبط امية بن ابى الصلت ، حياته و شعره ص 217 بهره گرفتم .